مسئلهی سرمایههای مشکوک و پولهای کثیف در سینما، مدتی میشود که به یکی از داغترین سوژهها تبدیل شده است. بحثهایی که از زمان پخش سریال شهرزاد شروع شد و تا به امروز ادامه دارد. قاضی اسدالله مسعودیمقام در جلسه رسیدگی به اتهامات متهمان بانک سرمایه گفته است «مسئله پولشویی در سریال شهرزاد به زودی روشن میشود.»
«باز میشه این در، صبح میشه این شب» این دیالوگ معروف سریال شهرزاد است. سریالی که هم شب بیفروغ سریالسازی در ایران را به صبحی دلانگیز تبدیل کرد و هم درهای بستهی زیادی را برای پولشویان بیهنر باز.
با گذشت یک سال از اتمام پروژه شهرزاد اما بازهم نام این سریال بر سر زبانها افتاد. گویا قرار نیست داستانهای هزارویکشب شهرزاد به این زودیها تمام شود. قاضی اسدالله مسعودیمقام روز چهارشنبه 22 خرداد98 در هفتمین جلسه رسیدگی به اتهامات ۳۱ نفر از متهمان بانک سرمایه درباره سازندگان این سریال از واژهی پولشویی استفاده کرد و گفت:
«پولشویی در سریال شهرزاد در آینده مشخص خواهد شد... از بیان برخی مسائل معذورم ولی میدانیم پول در ساخت فیلم شهرزاد بابت چه چیزی گرفته شده و در آینده مشخص میشود»
شاید برای سازندگان این سریال هم بعید به نظر میآمد که با انتشار تنها چند قسمت از آن در سال 94 آنهم در شبکه نمایش خانگی با این حجم از مخاطب مواجه شوند. میتوان با جرات شهرزاد را اولین نمونهی موفق سریالسازی در شبکه نمایش خانگی دانست که در سه فصل از سال94 تا 97 به کارگردانی حسن فتحی روانهی بازار شده بود.
اما سروصداهای شهرزاد تنها به خود سریال خلاصه نشد و با اتمام فصل اول این سریال در سال94 و دستگیری تهیه کننده آن، حرفهای جدیدی دربارهی آن بر سر زبانها افتاد. آیا سریال شهرزاد بستری برای پولشویی سرمایهگذارانش است؟ این سوالی بود که تولیدکنندگان سریال برای آن جوابی نداشتند.
محمد امامی سرمایهگذار و تهیه کننده سریال شهرزاد در مهرماه 95 به اتهام اختلاس از صندوق ذخیره فرهنگیان دستگیر شد. همان زمان امیر خجسته، رئیس کمیسیون مبارزه با مفاسد اقتصادی مجلس، درباره او گفته بود: «تخلفات این تهیهکننده در فراکسیون مبارزه با مفاسد مجلس مورد بررسی قرار گرفته و مواردی مربوط به پولشویی او اثبات شده است که مجلس برای بررسی بیشتر، این موضوع را به دستگاههای نظارتی و قوه قضائیه ارجاع داده است.»
با انتشار خبر دستگیری تهیهکننده شهرزاد به اتهام فساد اقتصادی، یک سونامی رسانهای برعلیه این سریال به راه افتاد و کمپینی تحت عنوان «نه به شهرزاد» در فضای مجازی شکل گرفت.
خواسته اعضای کمپین «نه به شهرزاد» توقف تولید سری دوم این مجموعه بهعنوان یکی از پروژههای محمد امامی تا روشن شدن منابع مالی آن بود. با اینکه مخاطبان چراغ عمر این سریال را خاموش شده میدیدند اما این سریال با افت شدید کیفت به کار خودش ادامه داد و در سه فصل به پایان رسید.
شهرزاد اما اولین برگ از داستان هزارو یک شب پولشویی در سینما و آثار هنریست. در سیوهفتمین جشنواره فیلم فجر نیز شائبهای بر وجود یک پولشویی گسترده وجود داشت. هشت فیلم سینمایی و یک سرمایهگذار! آنهم سرمایهگذار پا به سن گذاشتهای که مسئول یک شرکت مسافربری بوده.

رنجکشان، مدیر آژانس مسافرتی دلتابان است. کسی که تا به حال نامش در تیتراژ هیچ فیلمی نقش نبسته اما به یکباره حجم عظیمی از نقدینگی را به سینما سرازیر کرده و شمار قابل توجهی از فیلمهای سینمایی مانند متری شیش و نیم، سرخپوست، بیحسی موضعی و قاتل و وحشی، با سرمایه گذاری این شخص تولید شده است. اتفاقی که خواه یا ناخواه بوی پولشویی میدهد و باید برای جلوگیری از سوتفاهم شفاف سازی صورت بگیرد.
از آنجا که داستان پولهای مشکوک در سینمای ایران تمامی ندارد، اخیرا و با اکران فیلم پر هزینهی «ما همه با هم هستیم» آخرین ساخته کمال تبریزی، دوباره بحث پولشویی در سینما به بحث داغ سینمادوستان تبدیل شد.
این بار نیز نام شخص دیگری به عنوان سرمایهگذار این فیلم پرهزینه مطرح شد. سجاد علیجانی، که گویا سرمایهگذار برنامه تلویزیونی برنده باش و جشنواره فیلم فجر نیز بوده و اینک وارد حوزه ساخت فیلم شده است.

روزنامه شهروند در مورد علیجانی مینویسد:
«علیجانی تاسال ۸۹ یک مغازه تجهیزات کامپیوتری در نارمک داشته و با فعالیت حیرتانگیز در زمینه بیتکوین به این سرمایه و دارایی رسیده است»

فعالان فضای مجازی این سوال را مطرح میکنند که علیجانی که در سال ۸۹ در نارمک یک مغازه تجهیزات کامپیوتری و نصب ویندوز داشته، چگونه در کمتر از ده سال به ثروتی رسیده که سرمایهگذار مسابقه برندهباش و جشنواره فیلم فجر و چند فیلم سینمایی شود؟ و اینکه چرا باید شخصی که هیچ سررشتهای از هنر و سینما ندارد این حوزه را برای سرمایهگذاری انتخاب کند؟
اینها همان سوالهاییست که باعث میشود شائبهی پولهای کثیف و پولشویی در سینما و آثار هنری تقویت شود. سوالهایی که باید از طرف سازندگان فیلمها به آنها پاسخهایی روشن و مشخص داده شود. باید دید که محمدصادق رنجکشان و سجادعلیجانی عاقبتی مانند محمد امامی خواهند داشت یا همهی اینها سوتفاهمی بیش نبوده.
منبع : رجانیوز



